متن آهنگ
متن آهنگ بعدا
از حسُ حالی که پرید، روزی که به شب نرسید
از فاصله از دلخوری، تا لحظهای که میبری
بذار بگم از حال بد، از هر چی که سرم اومد
واست میگم از انتظار، پاییز من بی برگُ بار
بعدا بهت میگم چی شد، چی شد که حالم ابری شد
چی شد که بیخودی خوردم، منم که از خودی خوردم
طلسم بختمون نشکست، یکی اومد درا رو بست
چی رو به روم زدن بیخود، بعدا بهت میگم چی شد
فردا که نور ماه تابید، دلم به روی غم خندید
دوباره میرسم به من، فردای از تو گم شدن
بعدا که حال من خوب شه، یه شهر با من آشوب شه
بهت میگم از زندگیم، از قصهی دیوونگیم
