آهنگ

دشت ها و بادگیرها

1 دفعات پخش
کاور آهنگ دشت ها و بادگیرها از علیرضا عصار

متن آهنگ

متن آهنگ دشت ها و بادگیرها

هم قبیله عشق را از یاد برد
هم قبیله میوه ی باغ ازل را خورد

و چنین بود که گل ها همگی پژمردند دشت ها ویران شد
عاشقان بر سر شاخه های ظلمت مردند

دشت ها مزرعه ها افسردند
شاخه های تشنه ی بی باران پژمردند

همه ی آنچه که ما کاشته بودیم افسوس
یک به یک دسته به دسته خوردند

یاد آن روز که عشق زیر باران پر آوا رویید
یاد آن روز که عشق فطر دیدار تو را می بویید

یاد آن روز که عشق آتشی در دل من برپا کرد

هرچه می خواست دلم در درون خود من پیدا کرد

و چنین بود که راز ازلی را گفتند سبزه ها گلگون شد
عاشقان بر سر شاخه های رویا افتند

باران در دل تشنه ی خاک راه پیدا میکرد
کاش روزی باران در شب خلوت دشت شور بر پا میکرد

عشق را بر تن این باغچه روزی میکاشت

مرگ را منصرف از کشتن دنیا میکرد

و چنین بود که تاریکی شب را شستند
آسمان روشن شد عاشقان از دل این خاک دوباره گفتند

دیگر آثار علیرضا عصار

همه آثار
آماده پخش یک آهنگ را انتخاب کنید
0:00 0:00
میونو را روی گوشی نصب کنید بدون فروشگاه، در چند ثانیه. مثل یک اپلیکیشن باز می‌شود.