متن آهنگ
سر آن ندارد امشب
سر آن ندارد امشب
که برآید، آفتابی
چه خیال ها گذر کردو
گذر نکرد خوابی
گذر نکرد خوابی
♪♪♪
سر آن ندارد امشب
سر آن ندارد امشب
که برآید آفتابی
چه خیال ها گذر کردو
گذر نکرد خوابی
گذر نکرد خوابی
♪♪♪
نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند
نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند
همه بلبلان بمردندو نماند جز غرابی
برو ای گدای مسکین و
دری دگر طلب کن
برو ای گدای مسکین و
دری دگر طلب کن
که هزار بار گفتیو نیامدت جوابی
که هزار بار گفتیو نیامدت جوابی
♪♪♪
سر آن ندارد امشب
سر آن ندارد امشب
که برآید، آفتابی
که برآید آفتابی
چه خیال ها گذر کرد
چه خیال ها گذر کردو
گذر نکرد خوابی
گذر نکرد خوابی
♪♪♪
دل همچو سنگت ای دوست
به آب چشم سعدی
عجب است اگر نگردد
که بگردد آسیابی
عجب است اگر نگردد
که بگردد آسیابی
♪♪♪
برو ای گدای مسکین و
دری دگر طلب کن
برو ای گدای مسکین و
دری دگر طلب کن
که هزار بار گفتیو نیامدت جوابی
که هزار بار گفتیو نیامدت جوابی
