متن آهنگ
متن آهنگ مست و باطل
دلدار من بخدا تاب ندارد دل دیوانهی من
کی شود فرش به زیر قدم های تو چشمان من دلدار من
کز غم دوریت شب به صبح صبح به شب هی میزنم می
تا تو عاقل شوی میرود روح و تنم تا ملک هی
♪♪♪
میزنم هی مست و باطل
پشت قاب پنجره از دوریت ساز
میزنم می میشود کی
چشم من وا کند روی رخت باز
♪♪♪
هستم پای آن عهد که بستم
هستی تو بر آن عهد که بستی
مستی نه نشود چاره ی این تن
هر جا را نگرم باز تو هستی
وانگه تو ببین عاشق و مستم
پیمان دلی با که تو بستی؟
من بی تو یه مجنون زمانم
این جام دلم را تو شکستی
♪♪♪
میزنم هی مست و باطل
پشت قاب پنجره از دوریت ساز
میزنم می میشود کی
چشم من وا کند روی رخت باز
