متن آهنگ
با من بیا تا بهار بعد از پاییز غم بار خورشید
میتابد دوباره فردا می آورد به بار
با من بمون تا سحر امشب و شبهایی دگر
که هر سوسوی ستارهاز صبه می آورد خبر
♪♪♪
ای چشمهایت صبح بهاران ای لبخندت تصویر باران
بیا ای جان جان این شام تارم را سحر کن
بیا از کوچه های ساکت و سردم گذر کن
بیا ای نازنین شاید که در شهرم بمانی
♪♪♪
ای یار جانی یار جانی دوباره برنمیگردد دیگر جوانی
ای خانه و کاشانه ی من بیا از آوازم بشنو افسانه من
♪♪♪
منو تو باغ یک بهاریم خبری از خزان نداریم
در گذرگاه روزگاران هم مسیریم و هم قطاریم
تا فرداها با من سفر کن شاخ و برگم را تازه تر کن
بیا ای شعر من گل داده از افسانه ی تو
بیا آواز من مهمان شده در خانه ی تو
بیا تا قصه ات را تا ابد با من بخوانی
♪♪♪
ای یار جانی یار جانی دوباره برنمیگردد دیگر جوانی
ای خانه و کاشانه ی من بیا از آوازم بشنو افسانه من